مرتضى مطهري
217
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
حادثه اى نه ضرورت وجود خود را و نه خصوصيات و حدود و مشخصات را از گذشته ندارد ، از اين دو نظر نسبت به گذشته آزاد است ، هر حادثه اى در هر زمان و به هر شكل كه واقع مىشود مربوط و مديون علل گذشتهء خود نيست ، گذشته يعنى سابق ( اعم از زمانى و غيره ) نه اصل وجود او را ايجاب مىكرده و نه شكل و خصوصيت او را . مطابق اين نظر بايد اصل عليت را انكار كرد و حوادث را با تصادف و با صورت غير علمى توجيه كرد و اين نظر البته باطل است . اصل عليت عمومى و پيوند ضرورى حوادث و اينكه هر حادثى تحتّم و بلكه تقدّر خود را از سابق يا سوابق خود مىگيرد ، امرى است مسلَّم . حكما مىگويند : الشىء ما لم يجب لم يوجد . دانشمندان امروز نيز مىگويند يك سلسله قوانين جبرى بر جهان حكومت مىكند . ديگر اينكه معتقد به سرنوشت بشويم ولى اصل عليت عمومى و جريان اسباب و مسببات را منكر شويم و چنين فكر كنيم كه فاعل منحصر به فرد حق است و اشياء با آثار خود رابطهء سببى و مسببى ندارند و آنچه خدا مىكند در ازل مقدر شده است كه چنين بشود . اين گونه اعتقاد به سرنوشت همان اعتقادى است كه آثار سوء مذكوره در اشكال را با خود دارد به طور قطع و يقين . سوم اعتقاد به سرنوشت است با اعتقاد به اصل عليت عمومى ، و البته نبايد آنطور كه برخى كم سوادها گمان كردهاند پنداشت كه اعتقاد به سرنوشت با اعتقاد به اصل عليت عمومى و رابطهء سببى و مسببى منافات دارد . لازمهء اين گونه اعتقاد به سرنوشت اين است كه وجود هر موجودى از ناحيهء علل خودش ضرورت پيدا كرده و علة العلل كه اصل ايجابها و ضرورتهاست وجود هيچ موجودى را از غير راه و علت خودش ايجاب نمىكند ، بلكه ايجاب حق هر حادثى را عين ايجاب علت نزديك اوست . يكى از حوادث عالم سعادت انسان است . سعادت انسان را از راه عمل و عمل او را از راه اراده و اختيار او ايجاب كرده است . پس انسان خود عامل سرنوشت مؤثر خود است و چون حق تعالى ايجاب كرده اختيار و حريت انسان را ،